سخنرانی های توجیهی و تخیلات ژول ورنی!!

در اين روزها كه مجالس سخنراني گرم و پر رونق است، گاه آدميزاد چيزهايي مي شنود كه دود از كله اش بلند مي شود. آنهم زماني كه عنوان جلسه توجيهي هم باشد.

بزرگواري در يكي از اين جلسات فرمود ه اند:كشور جمهوري اسلامي ايران توانسته در كمتر از 6 سال به اهداف سند چشم انداز بيست ساله دست پيدا كند و امروز دنبال اين هستيم تا سندي 50 تا100 ساله را در آينده ارایه كنيم!

   
ادامه نوشته

سوخت گذاری اتمی راکتور تحقیقاتی تهران درروز والنتاین!!

سوخت گذاري اتمي راكتور تحقيقاتي تهران آنهم درروزی که غربی ها آن را روز عاشقان می دانند! مي تواند تصادفي شگِفت انگيز باشد. چرا كه هر گاه سخن از اتم به ميان مي آيد، شنونده به ياد مرگ و نيستي مي افتد. مرگ هزاران انسان بي گناهي كه در روزهاي پاياني جنگ جهاني دوّم در شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي با بمب هاي اتمي آمريكا به خاك و خون كشيده شدند. و هنوز هم هستند انسانهايي كه ازآثار مواد راديو اكتيو دچار رنج و عذابي طاقت فرسا هستند. ولي اين بار سوخت گذاري راكتور تحقيقاتي تهران با ميله هاي سوخت اتمي، حكايت ديگري دارد كه بي ارتباط با عاشقان نيست!

ادامه نوشته

داستان بهرام گور با روزبه وزیر

باسخن چه نمی توان کرد؟!!

داستان بهرام گور با روزبه وزير يكي از داستانهاي بسيار پند آموز شاهنامه است. خواننده در اين داستان به ارزش سازندگي و تخريب سخن پي ميبرد و در مي يابد كه بايستي تاثير هر سخن را پيش از بيان آن سنجيد.

در گذشته هاي دوروحتي درهمين دهه هاي گذشته كه هنوز راديو و تلويزيون به خانه ها راه نيافته بود، مردان و زناني بودند كه اين اوسنه ها ي عبرت آموز را براي ديگران نقل مي كردند. داستان زير يكي از همين اوسنه ها است كه از شاهنامه فردوسي برگزيدم واز نظم به نثر آوردم:

 

ادامه نوشته

یاد دوست! بنیاد وحدت ملی

نامه بزرگواري به دوست و همراه قديمي اش مرا به اين صرافت انداخت كه چند جمله اي در باب دوستي ها ، حرمت دوستان و لزوم وحدت بين نخبگان كه سرمايه وحدت ملّي است مطلبي بنويسم. احساس كردم در اين شرايط بهتر است با ادبياتي از لون ديگر به موضوع بپردازم . به گمان حقير رمز وحدت وهمدلي ملّي نكته اي جز رعايت رموزات دوستي و دوست داشتن ها نيست. اين كه دوستي قلم به دست بگيرد و از سر گلايه نامه اي به همدل قديمي خويش بنويسد در ذات خود امر پسنديده اي است. هر چند ممكن است كساني باشند که همين گلايه ها را به نوعي گسست و فاصله تعبير كنند و از آن به خيالاتي غير دوستانه برسند. اين هم از شور بختي ما آدميان است كه گاه راز و رمز نهفته در اعماق وجود خويشتن را در نمي يابيم و به وادي روزگار تنهايي نمي انديشيم. در واقع نياز هميشگي و رمز بقاي توده هاي انساني كليد واژه اي جز دوستي نيست. بياييم و به حرمت دوستي ها در اين روزگاري كه فتنه ازدرو ديوار مي بارد،از دشمني ها دست برداريم و راه وفاق درپيش گيريم.

به قول شيخ اجل سعدي:

ادامه نوشته